سیب فارسی

شب و روزنوشته های من | داستان سیبی که هر روز به زمین می خورد!

ما را به رندی افسانه کردند

7 جولای 17

شعر جاودانه ی استاد غزل حافظ عزیز رو می خوندم گفتم توی این حال خوب شما رو هم شریک کنم.

عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیده‌ست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه

توی فکر ایجاد یه ابزاری ام که توش مردم از حال خوبشون بگن و این حال خوب رو بین هم تقسیم کنن.. حالا یه اپ یه گروه تلگرام یا یک وبسایت، اگه ایده ای دارید بگید باهم اجراش کنیم.