سیب فارسی

شب و روزنوشته های من | داستان سیبی که هر روز به زمین می خورد!

نقل قول ها(8) – Quotes

30 ژانویه 16

 

Asking questions dosent mean you dont know your job, asking questions means you want to improve the quality  of your work.

پرسیدن سوال به این معنی نیست که شما کارتون رو بلد نیستید و نمی شناسید، پرسیدن سوال بدین معنی اتس که شما م یخواهید کیفیت کارتون را بالاتر ببرید.

Robert Allen

نقل قول ها(7) – Quotes

30 ژانویه 16

 

You cant calm the storm…

so stop trying.

what you can do is calm yourself.

the storm will pass.

آرام کردن طوفان کار من و شما نیست…

بیخود تلاش نکنید.

آنچه که می شه انجام داد آرام نگه داشتن خودمان است…

طوفان هم خواهد گذشت!

timber hawkeye

نقل قول ها(6) – Quotes

23 ژانویه 16

 

Work hard for what you want because it won’t come to you without a fight. You have to be strong and courageous and know that you can do anything you put your mind to. If somebody puts you down or criticizes you, just keep on believing in yourself and turn it into something positive.

برای چیزی که می خوای بدست بیاری سخت کار کن، زیراکه هیچ چیز بدون جنگ بدست نمی آید. شما باید قوی و دلیر باشید و بدونید که هر کاری رو که در ذهن خود دارید، می توانید انجام دهید. اگر کسانی هستند که از شما انتقاد می کنند و شما را می کوبند، تنها به خودتان معتقد باشید و آن را تبدیل به چیزهای مثبت کنید.(مثبت بیاندیشید)

Leah LaBelle

چگونه یک پروژه نرم افزاری خوب را، نابود کنیم

21 ژانویه 16

چگونه یک پروژه نرم افزاری خوب را، نابود کنیم؟

بررسی مشکلات غیر فنی و عمومی  در انجام پروژه های نرم افزاری

امروز می خوام راجع به وضعیت شرکت های آی تی کشور و آنچه که توی تجربه این چندین سال کارم داشتم حرف بزنم. لازم به ذکر که مطالب زیر تجربه شخصی منه و لزوما همشون درست نیست، شما هم اگه تجربه و نظری دارید میتونید زیر همین پست مطرح کنید.

مقدمه یک: تجربه ای که می خوام باهاتون به اشتراک بذارم بیشتر مربوط به شرکتهای دولتی حوزه آی تی است ولی کمابیش این موارد رو هم در شرکت های خصوصی دیدم.

مقدمه دو: این تجربه بیشتر روی شرکت های بزرگتر دیده شده که حداقل تعداد نیروهای فنی شون سه رقمی باشه(من بیشتر توی این جور جاها بودم راجع به شرکت های کوچیکتر اگه شما تجربه ای دارید مطرح کنید، به هر حال برآیند شخصی من اینه که شرکت های کوچکتر هم از این تجربه مستثنی نیستند)

اصل ماجرا: بنده در دو سطح مشکلات عدیده ای رو تو ی این مدل شرکت های دیدم که این مشکلات انرژی زیادی رو از گروه های نرم افزاری شون میگیره و نتیجه که همون محصول نرم افزاری هستش رو با ضعف های فراوانی همراه می کنه و در خیلی از موارد این پروژه ها fail می شوند یا نتیجه مورد انتظار رو تامین نمی کنند.

اولین مورد وجود نیروهای فنی ضعیف با در برخی موارد (که من باهاش زیاد مواجه شدم) نیروهای غیر فنی هستش. توجه کنید که بنده روی وجود نیروهای غیرفنی تاکید دارم، نه عدم وجود نیروهای فنی. ضمن اینکه بنده نیروهای جوان یا حتی با هر سن و در حال آموزشی که در آینده تبدیل به نیروهای فنی خوب می شوند را نه نیروی غیر فنی می دانم و نه نیروی فنی ضعیف، منظور بنده از نیروی فنی ضعیف یا کسانی هستد که تحصیل کرده حوزه آی تی نیستند و به ناگاه و با سفارش مدیری یا با شانس و… وارد حوزه آی تی می شوند، که عموما تجربه کوتاه کاری دارند یا حتی در سطح توسعه دهندگانش اصلا تجربه کاری هم ندارند، دسته دیگری از این نیروهای غیر فنی، متخصصینی هستند که در حوزه کاری یک پروژه خاص فاقد تجربه فنی می باشند به عنوان مثال اگر بنا هست در پروژه ای در حوزه وب کار شود نیرویی وارد پروژه می شود که علیرغم تجربه خوب در حوزه نرم افزار های desktop در سطح وب فاقد تجربه است. این نیروهای غیر فنی در هر سطحی موجب آفت پروژه هستند چه در سطح developerو چه در سطح آرشیتکت و دیزاینر.

در سطح آرشیتکت و نیرو های بالا دست تر با تصمیمات غلط یک سیاه چاله رو در مرور گانت پروژه ایجاد می کنند، به عبارتی تمام زمانی که این دوستان با پروژه همکاری می کنند پروژه به یک فضای راکد فرو می رود و وقتی در آینده به پروژه نگاه می شود زمان حضور این دسته از نیروهای غیر فنی بدون خروجی دیده خواهد شد و گویی در زمان حضور این دوستان هیچ کاری انجام نشده است. که تبعات این مورد جدای از هزینه گزافی که برای این دسته از نیروها می شود، هزینه سنگین درمانی است که به دلیل رشد سرطان گونه ی پروژه در زمان حضور این نیروهای باید انجام شود. و سرطان هم درمان قطعی ندارد و می تواند پروژه را با مرگ خود رو به رو کند. بماند که گاهی برای درمان این نوع سرطان از نیروی غیر فنی دیگری بهره برده می شود که سرطان جدید دیگری را به پروژه اضافه می کند. این هزینه ها را اضافه کنید به هزینه گزافی که برای این نیروها شده است، زمانی که بیهوده از دست رفته است و هزینه ناشی از جلوگیری از رشد سایر نیروهای با وجود این دسته از نیرو های غیر فنی.

در سطح developer نیز جدا از موارد بالا که برای این دسته نیز صادق است، بنده با مورد جدید و نوینی مواجه شده ام که البته این مورد را تنها در شرکت های دولتی دیده ام، آن هم اینکه بعضا نیرهای غیر فنی، بی تجربه و با رشته های تحصیلی غیر فنی و غیر علوم کامپیوتر و آی تی وارد شرکت ها می شوند(این دسته بند پ قوی دارند و معمولا در بدو ورود سلام پدرشان را به مدیر پروژه یا شرکت مورد اشاره می رسانند!) آفتی که من از این دوستان دیدم سوای از خروجی های بد و عدم توانایی در رشد فنی و یادگیری حوزه کاری شان(بماند که همیشه مورد تحسین قرار خواهند گرفت و کارهای غلطشان نیز مورد سجده مدیر پروژه قرار می گیرد! به هر حال نباید مدیرشان چاق سلامتی پدرشان را فراموش کند!) این مورد است که گاه یک یا دو نیرو فنی و متخصص پروژه باید دائما از کارهای اصلی خود و وظایف مربوط به خود بزنند و در کار خود عقب بمانند تا task های این عزیز کردگان مدیر را انجام دهند. که در هر دو سطح مورد بررسی هزینه های جبران ناپذیری را به پروژه وارد می شود.

دومین مورد بیشتر بر مسائل غیر فنی حاکم است که عموما در مدیری ضعیف ظهور می کند. چون یک مدیر ضعیف که خالی از عزت نفس و اعتماد به نفس است در مقابل نیروهای غیر فنی اما گران تر پروژه دائما سر تعظیم فرود می آورند و هر آنچه آنها بگویند اجابت می کنند. به عنوان مثال موردی که بنده دیدم یکی از این نیروهای غیر فنی به اصطلاح آرشیتکت در طول یک هفته از آمدنش برای پرژه ای که چند سال از شروع آن گذشته بود نسخه های مختلفی پیچید، شنبه گفت کل تکنولوژهای UI عوض شود و مدیر گفت چشم! دوشنبه گفته تکنولوژی ها عوض نشود و همزمان از دو تکنولوژی استفاده شود و مدیر گفت چشم! روز بعد گفت ورژن های مختلف به هم پورت شوند و باز هم مدیر… .که بار روانی که بر نیروهای متخصص پروژه ایجاد خواهد کرد نابود کننده خواهد بود. تاثیر یک مدیر ضعیف بر هزینه های اضافی وارد بر پروژه چندین برابر هزینه های اشاره شده در مورد اول است. در آینده راجع به مورد دوم بیشتر حرف خواهیم زد، ضمن اینکه در شماره ای هم به بهینه ترین راه حل های مرتفع کردن این هزینه ها خواهم پرداخت.

 

نقل قول ها(5) – Quotes

21 ژانویه 16

 

We choose our joys and sorrows long before we experience them.

ما شادی ها و غم هایمان را انتخاب می کنیم، مدت ها قبل از اینکه آنها را تجربه کرده باشیم.

جبران خلیل جبران

نقل قول ها(4) – Quotes

20 ژانویه 16

 

You never know what’s around the corner. It could be everything. Or it could be nothing. You keep putting one foot in front of the other, and then one day you look back and you’ve climbed a mountain.

شما هرگز نمی دونید که در اطرافتون چه چیزهایی انتظارتون رو می کشه. این می تونه هر چیزی باشه، یا اصلا هیچی نباشه. شما یک قدم به جلوتر بردارید، روزی فرامی رسد که به عقب نگاه می کنید و با منظره کوهی که فتح کرده اید مواجه می شید!

Tom Hiddleston

نقل قول ها(3) – Quotes

19 ژانویه 16

 

You can fool all the people some of the time, and some of the people all the time, but you cannot fool all the people all the time.

شما می تونید همه ی مردم رو بعضی وقت ها گول بزنید، و حتی می تونید بعضی از مردم رو همیشه گول بزنید، ولی نمیشه همه ی مردم رو برای همیشه فریب داد!

Abraham Lincoln

نقل قول ها(2) – Quotes

18 ژانویه 16

 

I have found that if you love life, life will love you back.

یه رازی رو پیدا کرم! اگر عاشق زندگی باشی، زندگی هم عاشقت می شه(زندگی اون عشقو بهت برمیگردونه)!

Arthur Rubinstein

نقل قول ها(1) – Quotes

15 ژانویه 16

 

For the past 33 years, I have looked in the mirror every morning and asked myself: ‘If today were the last day of my life, would I want to do what I am about to do today?’ And whenever the answer has been ‘No’ for too many days in a row, I know I need to change something.

در 33 سال گذشته، هر صبح به آینه نگاه گردم و از خودم پرسیدم: اگر امروز آخرین روز زندگیم باشه، آیا باز هم همون کارهایی که امروز می خواستم انجام بدمرو انجام می دهم؟ و هر وقت جواب نه بود من می فهمیدم نیازه که بعضی چیزا ها باید تغییر کنه.

استیو جابز

چگونه در شبكه‌های اجتماعی ‌نقد كنیم؟

13 ژانویه 16

چگونه در شبكه‌های اجتماعی ‌نقد كنیم؟

طبق طبقه‌بندی نویسنده، پایین هرم یعنی بیشترین و رایج‌ترین نوع مخالفت، دشنام دادن و وصله زدن و نام گذاشتن است. بعد از آن، به زیر سوال كشیدن نویسنده است و اینكه حق نداشته یا حوزه‌اش نبوده كه این را بگوید، بدون اینكه به منطق یا حرفش اشاره شود. بعد از آن انتقاد از لحن گفتار است باز بدون اینكه به ابعاد و منطق مخالفت پرداخته شود. مرحله بالاتر از آن، تناقض است كه مساله‌یی در تناقض با مطلب طرح شده می‌آید اما باز استدلالی ندارد. مرحله بالاتر، طرح كردن مساله مقابل با طرح و دلیل است كه از اینجا جدی و مشخص می‌شود. بعد ایرادها و اشكال‌ها را در مرحله بعد پیدا می‌كند و چرایی آن را می‌گوید و در مرحله بالای هرم، می‌توان به منطق یا نتیجه‌گیری یا استدلال مطرح‌شده ایراد گرفت و آن را رد كرد. شناخت این هرم از این نظر مهم است كه اگر در محیط اجتماعی – اینترنتی بحث كنید، با طبقه‌های پایین هرم روبه‌رو می‌شوید در نتیجه آمادگی آن را داشته باشید. اما اگر قرار است مخالفت كنید، هر قدر به سه مرحله بالای هرم نزدیك شوید و بر اساس آن عمل كنید، گفت‌وگویی سالم‌تر، نتیجه‌دار‌تر و بهتر خواهید داشت.

سیب فارسی

چگونه مخالفت كنیم

تا دو دهه پیش نویسندگان فقط می‌نوشتند و خوانندگان هم به خواندن بسنده می‌كردند. اما در سال‌های اخیر به ویژه در فضای مجازی این امكان فراهم شده كه خوانندگان نظر دهند و در جلسات بحث و گفت‌وگو شركت كنند. اغلب افرادی كه به موضوعی واكنش نشان می‌دهند، با آن مخالف‌اند. همان‌گونه كه انتظار می‌رود موافقت با موضوع كمتر از مخالفت با آن مردم را به هیجان می‌آورد. معمولا در موافقت حرف كمتری برای گفتن داریم؛ البته می‌توانیم توضیح بیشتری درباره گفته نویسنده بدهیم، اما احتمالا او پیش‌تر جالب‌ترین جنبه‌های نهفته در نوشته‌اش را بررسی كرده و كاویده است. وقتی مخالفت می‌كنیم، به حوزه‌یی وارد می‌شویم كه ممكن است نویسنده به آن نپرداخته باشد. نتیجه اینكه با نخستین ابراز نظر مخالف، نظرهای دیگری پی در پی از راه می‌رسند و این صرفا كلمات‌اند كه مبنای سنجش قرار می‌گیرند. البته این به آن معنی نیست كه افراد مرتب عصبانی‌تر می‌شوند. كافی است كه شیوه تبادل نظرمان را تغییر دهیم تا این موضوع روشن شود. با وجودی كه عصبانیت موجب افزایش مخالفت نمی‌شود، این خطر وجود دارد كه افزایش مخالفت افراد را عصبانی‌تر كند، به ویژه در فضای مجازی كه می‌توان به آسانی چیزهایی گفت كه هرگز رودررو به زبان نمی‌آید. اگر قصد مخالفت جدی با موضوعی را داریم، باید مراقب باشیم این كار را درست انجام دهیم. مخالفت درست یعنی چه؟ بیشتر خوانندگان فرق بین لجن‌پراكنی و رد كردن منطقی و محتاطانه موضوع را می‌توانند بگویند. با این حال نام گذاشتن بر درجات میانی این دو شیوه ابراز مخالفت، مفید است. با این كار می‌توان مخالفت‌ها را درجه‌بندی كرد.

مخالفت درجه صفر- لجن پراكنی

این نازل‌ترین شكل مخالفت و در عین حال متداول‌ترین نوع آن به حساب می‌آید. در فضای مجازی، كامنت‌هایی مثل «خر» و «نفهم» زیاد می‌بینیم، اما نكته مهم این است كه تصدیق كنیم این لجن‌پراكنی‌ها هیچ ارزشی ندارند. كامنتی مثل «نویسنده خودبزرگ‌بین است و سرسری به موضوع پرداخته» نیز دست كمی از «نفهم» ندارد و در واقع شكل بزك شده آن است.

مخالفت درجه یك- حمله به نویسنده

حمله به نویسنده كاملا به ضعیفی لجن‌پراكنی نیست و گاهی می‌تواند اندك ارزشی هم داشته باشد. مثلا اگر نماینده مجلسی در مقاله‌یی بنویسد: «حقوق نمایندگان باید افزایش یابد»، یكی می‌تواند پاسخ دهد: «البته كه باید این را بگوید، نماینده مجلس است دیگر». این نظر گفته نویسنده را رد نمی‌كند. گرچه هنوز شكل مخالفت خیلی ضعیف است، دست‌كم ممكن است به موضوع ربط داشته باشد. اگر خطایی در گفته نماینده وجود دارد، باید روی آن انگشت گذاشت؛ اگر خطایی نیست، چه فرقی می‌كند كه او نماینده است؟گاه گفته می‌شود نویسنده صلاحیت نوشتن در باره فلان موضوع را ندارد؛ این نیز نوعی حمله به نویسنده است و از قضا نوع بسیار بد آن است، چراكه ایده‌های خوب اغلب به ذهن تازه‌وارد‌ها می‌رسد. سوال این است كه آیا نویسنده درست می‌گوید یا نه. اگر نبود صلاحیت نویسنده سبب بروز خطا‌هایی شود باید آن را نشان داد، وگرنه نبود آن به خودی خود مساله‌یی نیست.

مخالفت درجه دو- واكنش به لحن

در این سطح تازه شروع می‌كنیم به خود نوشته، و نه نویسنده، واكنش نشان دادن. نازل‌ترین شكل این واكنش، مخالفت با لحن نویسنده است. نمونه: من نمی‌توانم بپذیرم كه نویسنده «آفرینش هوشمند» را چنین با تمسخر رد كند.

این شكل ابراز مخالفت هنوز ضعیف است، گرچه بهتر از حمله به نویسنده است. اما از لحن نویسنده مهم‌تر، آن است كه او درست می‌گوید یا نه، به ویژه كه داوری درباره لحن بسیار دشوار است. آنكه به موضوع حساس است به احتمال از لحن نویسنده دلخور می‌شود، در حالی كه ممكن است برای دیگر خوانندگان عادی به نظر رسد. بنا بر این اگر بیشترین چیزی كه می‌توانیم درباره نوشته‌یی بگوییم خرده‌گیری از لحن آن باشد، در واقع چیزی برای گفتن نداریم. اگر نویسنده جدی نیست اما حرف درست می‌زند، بهتر از آن است كه جدی باشد و نادرست بگوید. اگر جایی بر خطاست، باید بگوییم كجا.

مخالفت درجه سه- نقض نظر نویسنده (پادگویی)

در این سطح است كه سرانجام درباره خود نوشته واكنش نشان می‌دهیم و نه درباره اینكه چگونه و از سوی چه كسی نوشته شده. نازل‌ترین شكل این واكنش، مخالفت خشك و خالی است كه گاه با مختصر توضیحی همراه می‌شود. این نوع مخالفت معمولا با عباراتی از درجه دو همراه می‌شود. نمونه: من نمی‌توانم بپذیرم نویسنده «آفرینش هوشمند» را چنین با تمسخر رد كند. این نظریه‌یی علمی و منطقی است. پادگویی می‌تواند تا حدی از ارزش برخوردار باشد. گاهی بیان صرف سخنی مخالف و صریح برای پی بردن به درستی آن كافی است، اما معمولا ارائه دلیل و مدرك كمك می‌كند.

مخالفت درجه چهار- نقض نظر نویسنده همراه با آوردن دلیل (دلیل نقضی)

در این سطح می‌رسیم به شكل ابتدایی مخالفت قابل پذیرش. به مخالفت‌هایی تا این سطح می‌توان اعتنا نكرد، چرا كه چیزی را ثابت نمی‌كنند. دلیل نقضی ممكن است چیزی را ثابت كند اما مشكل بتوان گفت دقیقا چه چیزی را. دلیل نقضی شامل پادگویی به علاوه استدلال یا مدرك است و اگر بحث اصلی را درست هدف قرار دهد، می‌تواند قابل پذیرش باشد، اما متاسفانه بیشتر وقت‌ها در نشانه‌گیری خطا می‌كند، یعنی معطوف به چیزی می‌شود كه اندكی با بحث اصلی تفاوت دارد. دو نفر كه با شور و حرارت تمام درباره موضوعی بحث می‌كنند، در واقع درباره دو چیز متفاوت حرف می‌زنند. گاهی حتی بر سر اصل موضوع با یكدیگر موافقند، اما آنقدر شلوغ می‌كنند كه این را نمی‌فهمند. البته یك دلیل منطقی برای بحث درباره موضوع اندك متفاوت با آنچه نویسنده مطرح كرده، می‌تواند وجود داشته باشد و این وقتی است كه احساس كنیم شركت‌كنندگان در بحث، اصل مطلب را نگرفته‌اند. در این موارد باید به صراحت آن را متذكر شد.

مخالفت درجه پنج- رد نظر نویسنده

قابل پذیرش‌ترین و در عین حال نادر‌ترین شكل مخالفت رد كردن نظر نویسنده است، چرا كه حداكثر كاری است كه می‌توان انجام داد. در واقع درجات ابراز مخالفت به شكل هرم است، به این معنی كه هرچه بالاتر رویم به نمونه‌های كمتری برمی‌خوریم. برای رد كردن نظری كه با آن مخالفیم و به گمان ما اشتباه است، ابتدا باید آن را نقل كنیم و بعد توضیح دهیم كه چرا اشتباه است. اگر نتوانیم نقل قولی برای مخالفت بیابیم، در واقع بحث الكی راه انداخته‌ایم. رد كردن نظر طرف مقابل، عموما نیازمند آوردن نقل قول است، اما آوردن نقل قول لزوما رد نظر را به دنبال ندارد. برخی در كامنت‌هایی كه می‌گذارند، بخشی از مطلبی كه با آن مخالفند را نقل می‌كنند و بعد واكنش‌هایی از درجه سه یا حتی صفر از خود نشان می‌دهند.

مخالفت درجه شش- رد نكته اصلی

استحكام یك ردیه بستگی دارد به چیزی كه رد می‌شود. مهم‌ترین نوع مخالفت، رد نكته اصلی نظر طرف مقابل است. حتی در مخالفت درجه پنج، گاهی هنوز نادرستی عمدی می‌بینیم، آنجا كه شخص نكات كم اهمیت بحث را ابتدا گزینش و سپس رد می‌كند. گاهی هم شیوه مخالفت به درجه دو (حمله به نویسنده) نزدیك می‌شود، اما با ظاهری آراسته. مثلا، تصحیح جملات از نظر دستوری یا پرداختن به اشتباهات جزیی در اسامی و عدد و رقم. تنها قصدی كه از تصحیح نوشته می‌تواند در كار باشد، همانا بی‌اعتبار كردن نویسنده است، مگر در مواردی كه خود بحث مربوط به چنین موضوعاتی باشد. بنا بر این یك شیوه موثر و صادقانه مخالفت، می‌تواند چیزی شبیه این الگو باشد:

به نظر می‌رسد نكته محوری نوشته… باشد. چون می‌گوید:

« نقل قول»

اما این مطلب به این دلایل اشتباه است…

نقل قولی كه به عنوان اشتباه بر آن تاكید می‌شود، لازم نیست دقیقا همان عبارات نویسنده باشد، تنها كافی است مبتنی بر آن باشد.

اهمیت درجه‌بندی مخالفت‌ها

حالا روشی برای درجه‌بندی اشكال مخالفت داریم. خب، این به چه كار می‌آید؟ در ابتدا باید تاكید كرد، درجه‌بندی كردن به تنهایی گلی به سر ما نمی‌زند. این درجات صرفا شكل مخالفت، و نه درستی مضمون آن، را توضیح می‌دهند. واكنشی از درجه شش، هنوز می‌تواند به كلی اشتباه باشد. سطوح مخالفت حدی را برای قابل پذیرش بودن یك واكنش تعیین می‌كنند، مخالفتی از درجه شش ممكن است قابل پذیرش نباشد، اما از درجه دوم به پایین یقینا غیرقابل پذیرش‌اند. مهم‌ترین مزیت طبقه‌بندی كردن شكل‌های مخالفت این است كه به افراد كمك می‌كند آنچه را می‌خوانند بتوانند ارزشیابی كنند و به ویژه فریب بحث‌های از لحاظ عقلی نادرست را نخورند. نویسندگان یا سخنرانان زبان‌آور می‌توانند مخاطبان‌شان را با به كار بردن كلمات موثر از میدان به در برند. در واقع خصلت مشخص كننده عوام فریبان همین است. با دادن نام به شكل‌های گوناگون مخالفت، سنجاقی برای تركاندن چنین حباب‌هایی در اختیارمان قرار می‌گیرد. علاوه بر این، دادن نام ممكن است به خود نویسندگان هم كمك كند، چون بیشتر وقت‌ها نادرستی فكری به عمد نیست. آن كه در مخالفت با لحن دیگری سخن می‌گوید، چه بسا باور دارد كه واقعا چیز مهمی برای گفتن دارد، اما اگر كمی از دور به جایگاهش در هرم مخالفت بنگرد، ممكن است بكوشد سطح مخالفتش را به درجه چهار یا پنج برساند. بزرگ‌ترین حسن مخالفت درست، فقط این نیست كه كیفیت گفت‌وگو را بهبود می‌بخشد، بلكه علاوه بر آن موجب می‌شود افرادی كه در این گفت‌وگو‌ها شركت دارند خرسند‌تر شوند. اگر گفت‌وگو‌ها و بحث‌های جاری در فضای مجازی را بررسی كنیم، تنگ‌نظری بسیار بیشتری در مخالفت‌های درجه پایین ملاحظه می‌كنیم. وقتی مطلب درستی برای ارائه داریم، دیگر نیازی نیست تنگ‌نظر باشیم. علاوه بر آن اگر حرف جدی برای گفتن داریم، تنگ نظری عنصر مزاحمی است. اگر ارتقای درجه مخالفت موجب كاهش تنگ‌نظری افراد شود، این نیز به خرسندی بسیاری از آنان می‌افزاید. اغلب افراد واقعا از داشتن چنین خصلتی راضی نیستند. آنان تنگ‌نظری می‌كنند، چون ظاهرا عنان آن دست خودشان نیست.

مترجم: منیژه مدبر

منبع: روزنامه اعتماد، سه شنبه، 27 تیر 1391 – شماره 2445

سیب فارسی – moh khandan